العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )
69
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )
و چاه كندن و تصور كردن و كتاب نوشتن و مسأله علمى حل كردن و دعا خواندن و غير ذلك در همه آنها مفعول پس از فعل و بسبب فعل موجود مىشود خانه پيش از ساختن و چاه پيش از كندن و معنى پيش از تصور و كتاب پيش از نوشتن هيچ نيست بر خلاف كشتن و زدن و شكستن و امثال آنها كه دلالت بر وجود مركب مىكند و البته اين حكم شامل وجود ماهيت و آفرينش اشياء مىشود . زيرا كه صفت وجود براى ماهيت مانند ثبوت ساير صفات نيست و باصطلاح اهل معقول ثبوت شيء است نه ثبوت شيء براى شيء . و سلبه عنها لا يقتضى تميّزها و ثبوتها بل نفيها لا إثبات نفيها و ثبوتها في الذّهن و إن كان لازما لكنّه ليس شرطا . هرگاه وجود را از ماهيات سلب كنيم مثلا بگوئيم عنقا موجود نيست يعنى عدم براى عنقا ثابت كنيم نبودن را مانند صفات ثبوتى براى او ثابت نميكنيم ، و براى حكم ما ثبوت معنى آن در ذهن شرط لازم است و كافى اما براى صحت حكم در واقع شرط نيست كه كسى آن را تصور كرده باشد بلكه اگر هيچكس نباشد و عنقا را هم در ذهن تصور نكرده باشد باز عنقا معدوم است . و الحمل و الوضع من المعقولات الثانية يقالان بالتّشكيك و ليست الموصوفيّة ثبوتيّة و إلّا تسلسل . چون گوئيم انسان كاتب است يا كاتب انسان است در اول انسان را موضوع قرار دادهايم در دويم كاتب را و موضوع يا محمول بودن معنى نيست زائد بر انسان و كاتب پس موضوع و محمول بودن از معقولات ثانيه هستند و اگر انسان را موضوع قرار دهيم و نويسندگى را محمول بهتر از آن است كه نويسنده را موضوع قرار دهيم چون ذات براى موضوع بودن برازندهتر است و صفت براى محمول بودن پس وضع و حمل